اکبرگنجی و اقتداء به برادر حاتم طائی !
یکی از دستاوردهای دوران اصلاحات تنوع وتکثرمطبوعات ونشریات بود .این تعدد به لخاظی مثبت بود چرا که عطش جامعه را به اگاهی از نقطه نظرات اهل تفکر ونحله های فکری سیراب می ساخت واز لحاظی هم منفی و زیانبار بود چرا که فضای مطبوعات را عوام زده وخاله زنکی و ساده نگرانه نمود .بطوری که بیشترین نشریات سطحی ونازل که در ادبیات مطبوعاتی به "نشریات زرد "موسومند ، درزمان اصلاحات فرصت رشد قارچ گونه یافتند .
از سوی دیگر سیاست زدگی حاکم بر فضای روزنامه ها و مطبوعات راه را برای افرادی که دنبال فرصتی برای خودنمایی و قهرمان بازی برای کسب شهرت کاذب و اخذپناهندگی درخارج از کشور بودند ،هموار ساخت .
درآن فضا یادم است که بسیاری طوری می نوشتند که مفهوم "آژان بیا منو بگیر "را تداعی کند و با چند روز زندان رفتن و ادای مبارزین را درآوردن به خودنمایشگری در افکارعمومی بپردازند .به طوری که برخی مطبوعات طوری می نوشتند که آنها را توقیف کنند ،برخی ها هم گرفتار تب تندنویسی و بی محابا نگاری شده تا مثلا بگویند ما از آن یکی شجاع تریم ومبارزتر.
برای همین هرچندبار جامعه به ورطه رادیکالیسم می افتاد و بخاطر برخوردهای افراطی برخی از این قهرمان نماها وشبه قهرمانان اندک دستاوردی هم که در فضای سیاسی واجتماعی جامعه حاصل شده بود بسرعت از بین می رفت .
البته اصلاح طلبان هم چون به این عده تنها به عنوان ابزار نگاه می کردند تاآخر اینهاراهمراهی نمی کردند ودر بزنگاهها پشت آنها را خالی می کردند تا مبادا در هزینه های افراطی گری آنها شریک گردند وانگ دشمنی بانظام به پیشانی شان بخورد و شانس کسب مراکز قدرت را از دست بدهند .
ودراین میان تعدادی قربانی این وضعیت نامطلوب شده و هزینه های سنگینی را متحمل شدند و عده ای هم که میخواستند از آب گل آلود ماهی گرفته وازاین نمد کلاهی برای خود ببافند بعنوان اپوزیسیون افتخار خروج از کشور واقامت درآنسوی مرزها را یافتند.
در طول تاریخ همیشه همین بوده است که وقتی به دلایلی جامعه ای از حضور قهرمانان واقعی خالی شد ،آنوقت است که قهرمانان پوشالی سربرمی آورند و فرصت خودنمایی می یابند .
بهرحال باید خداراشاکر بود که مردم ایران در طول این ده سال به آن رشد وبلوغ فرهنگی رسیده اند که آب را از سراب تشخیص دهند و فریب را از امید .
آنچه بهانه نگارش این مطلب بود افاضات اخیر اکبر گنجی درباره دکترعلی شریعتی است .وی در نهایت شگفتی رطب ویابس هایی را به هم بافته تادرآخر چنین وانمود کند شریعتی مخالف دموکراسی !بوده وتلویحا اذعان داشته افکار واندیشه های شریعتی درنهایت راه به استبداد و توتالیتاریسم می برده است .
البته ارائه چنین افاضاتی از سوی اکبرگنجی چندان تعجب آور نیست ،چراکه بخش مهمی از اصلاح طلبان او را طرد نموده اند و اپوزیسیون خارج از کشور نیز به وی به چشم تردید می نگرد و او حال که دیده از وطن رانده و در غربت مانده!است .چاره را دراین دیده که برای طرح مجدد خویش از دیوار شریعتی بالا برود .البته ناگفته نماند که گنجی قبلا در مانیفست خویش اسلام را ناسازگار با دموکراسی معرفی کرده بود .
البته این طور بیرحمانه تاختن به شریعتی در دو سه دهه اخیر بی سابقه نبوده است .سالهای سال است که شریعتی از سوی قشریون مذهبی .روشنفکران لائیک ،مارکسیست ها ،نوروشنفکرهای وطنی مورد تاخت وتاز قرار گرقته و احتمالا قرار خواهد گرفت . چراکه اندیشه های ناب و والای او بازار متحجرین متمسک به تشیع صفوی ،طرفداران لامذهبی و سکولاریسم ،مارکسیست ها را کساد کرده است و برداشت مترقیانه او از اسلام حاشیه امنی برای مذهب تشیع بوجودآورده که آن را از گزند قشریون ومرتجعین ،لائیک ها و روشنفکر نمایان توجیه گر سیاست های استثماری غرب مصون نگه داشته است .
ازاینرو شریعتی مظلوم ترین متفکر تاریخ معاصر ایران است که چه درقبل از انقلاب و چه بعد از آن اماج کینه توزانه ترین حملات ودشمنی ها قرار گرفته ،ولی از آنجا که اندیشه هایش برحق وتابناک بوده دشمنانش همه رفته اند و شریعتی هنوز باقی مانده است .
البته قصدم از ارائه این مطلب این نیست که افکار شریعتی را وحی منزل وخالی از هر عیب ونقص بدانم ،ولی این خیلی بی انصافی است که بزرگترین منادی آزادی و دموکراسی را دراین مرزو بوم دشمن آزادی ومخالف دموکراسی جلوه دهیم .کدام آدم منصفی است که مطلب "آزادی ،خجسته آزادی " از مجموعه خودسازی انقلابی شریعتی را بخواند واندیشه های اورا ناسازگار با دموکراسی جلوه دهد .
بهرحال این موج شریعتی ستیزی که همزمان در داخل کشور وخارج کشور آغاز شده است بدون شک یک حرکت هماهنگ برای بی هویت کردن نسل جوان و تصفیه افکار جوانان از اندیشه های اگاهی بخش شریعتی است تا فضا را برای گرایش جوانان به پوچی و بی اعتقادی آماده سازد وراه را برای حاکمیت سرمایه داری استثمارگر غرب هموار سازد .
وختم کلام اینکه بقول یکی از اصلاح طلبان برفرض اینکه آقای گنجی نیت خیر داشته اند !نقد شریعتی و تهمت وافتراءبه او در این برهه تاریخی چه گره ای می تواند از مشکلات ریز ودرشت ما باز کند .بلاشک اکبرگنجی این بار خواسته به برادر حاتم طائی اقتداءکند تا با ادرار کردن در چاه زمزم برای خود معروفیتی از جنس دیگر بیافریند .
حالا می فهمم چرا شریعتی بزرگوار خدا را شاکر بود که دشمنانش را از احمق ها آفریده است .
پایان

